حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
37
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
كمپانى هند شرقى هلند ثبت شده است . « 1 » در حقيقت ، نيروهاى افغانى تا سال 1137 ق . / 1724 م . در بندر عباسى ديده نشدهاند و تمامى عمليات جنگى در اين دوره به سركردگى بلوچان انجام مىشده است . « 2 » يكى ديگر از طوايف قدرتمند و متحد امام مسقط در اين دوره ، « قواسم » بودند كه از جمله نيروهاى عرب « هوله » محسوب مىشدند و - چنان كه پيش از اين گفته شد - به عنوان اتباع ايرانى در سواحل حد فاصل بندر لنگه تا چارك و سواحل جلفار ساكن بودند . كار اصلى آنان دريانوردى بود . نخستين رهبر قدرتمند « قواسم » به نام « رحمة بن مطر » در سال 1130 ق . / 1717 م . با سيف بن سلطان دوم - امام مسقط - پيمان همكارى بست و در عملياتى مشترك ، به بندر عباسى و جزاير خليج فارس تاخت « 3 » . « باجر » - محقق مشهور انگليسى تاريخ عمان - از او به عنوان « قدرتمندترين رهبر قبيلهاى ساحل شمالى » ياد كرده است . « 4 » « حميد بن رزيق » - مورخ عمانى - از مداخله او در امور سياسى عمان و همكارى با امام مسقط در اين دوره نوشته است . « 5 » رؤساى « هوله » كه به دليل سكونت در سواحل مجاور بندر عباسى ، متحدان « امام مسقط » بودند ، به خوبى از موقعيت جغرافيايى آن آگاهى داشتند و با توجه به داشتن ناوگان بسيار مناسب ، مىتوانستند به خوبى در خشكى و دريا ، اقدام نظامى كنند . نيروهاى « هوله » در سالهاى پايانى سلطنت شاه سلطان حسين از موقعيت مناسبى در بندر قشم برخوردار شدند و با استفاده از شرايط ناامنى و شورش در سواحل جنوب ، بندرى را در جزيره قشم به نام « باسعيدو » تأسيس كردند كه هدف اصلى آنان ، انتقال و جابهجايى كانون تجارت دريايى از بندر عباسى به « باسعيدو » بوده است . « 6 » « شيخ راشد » ، جانشين شيخ رحمة بن مطر ، در دوره شورش عليه صفويان از نزديك با افغانها همكارى كرد و در سال 1137 ق . / 1724 م . به مقام « شهبندرى » بندر عباسى منصوب شد . « 7 » فعاليت او تا سال 1149 ق . / 1736 م . ادامه يافت . از او به عنوان فردى قدرتمند در امور اقتصادى و سياسى بندر عباسى ياد شده است . او از يك طرف متحد امام مسقط بود و از طرف ديگر با نيروهاى افغان همكارى نزديكى داشت و در تصرف بندر عباسى به وسيله افغانها در سال 1140 ق . / 1727 م . شركت جسته بود . « 8 » در اين دوره ، شيخ راشد قادر بود نيرويى دو هزار نفرى را در نبردهاى زمينى و دريايى بسيج كند . « 9 » به اين ترتيب ، از سال 1126 تا 1148 ق . / 1714 - 1735 م . جبهه شرقى و شمالى بندر عباسى در حيطه اختيار و قدرت رهبران بلوچ ، و بخش غربى و ساحلى آن در محدوده عمليات نظامى سران طوايف « هوله » قرار داشت و « امام مسقط » به عنوان حامى سياسى و اقتصادى آنان عمل مىكرد . از طرف ديگر ، شواهد تاريخى نشان مىدهد كه حوزه نفوذ و مداخله « امام مسقط » در اين ايام ، از اين مناطق فراتر رفته و او موفق به برقرارى ارتباط با سران افغان شده بود و آنان را به حمله به مناطق جنوبى ، به ويژه كرمان و لار و بندر عباسى تشويق و تحريك مىكرد . در مطالعات منتشر شده صفوى دربارهء تأثير « امام مسقط » در سقوط صفويان و ارتباط استراتژيك او با رؤساى طوايف بلوچ ، هوله و افغان ، تاكنون مباحثى مطرح نشده و اين موضوع از نظر دور مانده است ؛ در حالى كه اسناد و شواهد تاريخى نشان مىدهد كه حداقل در تهاجم به كرمان ، بندر عباسى ، لار و شيراز در اواخر سلطنت شاه سلطان حسين ، از پيش بين امام مسقط و سران افغان ، هماهنگىهايى به عمل آمده است . در برخى گزارشهاى دفاتر تجارى هلند و انگليس در بندر عباسى و لار ، نشانههايى از اين روابط و هماهنگىها ديده مىشود . اينكه « خداداد خان افغان » - يكى از افسران برجسته نظامى اشرف افغان - پس از شكست در بندر عباسى به مسقط مىرود و تا پايان عمر در آنجا مىماند ، مؤيد اين پيوندها و روابط است . « 10 » از اين اتحاد مىتوان با عنوان خط ارتباطى « جاسك ، مسقط و جلفار » ياد كرد ، چرا كه بخش عمدهاى از سران بلوچ از طريق ارتباط تاريخى بندر جاسك با مسقط با امامان آن ناحيه آشنا شدند و عمده ارتباطات دريايى ، از اين شهر انجام مىشده است . از طرف ديگر قدرتمندترين رهبر طايفه « هوله » در آن ايام در « جلفار » اقامت داشت و براساس حفظ مصالح خود ، روابط نزديكى را با امام مسقط برقرار كرده بود تا بتواند از اين طريق نفوذ خود را در ميان اعراب « هولهء » ساكن سواحل ايران تقويت كند . مسئله « قواسم » - كه از مهمترين طوايف « هوله » در اين ايام محسوب مىشوند ، يكى از قديمترين مسائل روابط خارجى ايران با عمان ، « امارات متصالح » و « امارات متحده عربى » محسوب مىشود . « قواسم » در آن ايام اتباع ايرانى بودند ، امّا به دليل سكونت در دو طرف سواحل خليج فارس نسبت به ديگر طوايف ، امكانات بيشترى براى جابهجايى و انتقال قدرت داشتند . به عبارت ديگر ، رؤساى « قواسم » ، هرگاه كه قدرت مركزى در ايران قوى مىشد ، به عنوان اتباع ايرانى خود را « رعاياى پادشاه » محسوب مىكردند و در مواقع ضعف و سستى حكومت مركزى ايران ، به « امام مسقط » نزديك مىشدند و منافع
--> ( 1 ) . گزيده اين گزارشها در كتاب برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان به چاپ شده است . بنگريد به : برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين ، صص 313 - 289 و 97 - 85 . . . ( 2 ) . بنگريد به : برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين ، صص 97 - 85 . ( 3 ) . دور القواسم فى الخليج ، پيشين ، صص 90 - 88 . ( 4 ) . Badger , op . cit . p . XLviii . ( 5 ) . الفتح المبين فى سيرة السادة البو سعيدين ، پيشين ، صص 3 - 272 . ( 6 ) . The Power Struggles . . . , op . cit . p . 33 . ( 7 ) . فلور ، برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين ، ص 303 . ( 8 ) . براى آگاهى بيشتر از اقدامات « شيخ راشد القاسمى » بنگريد به : برافتادن صفويان و برآمدن محمود افغان ، پيشين ، صص 303 ، 309 ؛ همچنين : اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، پيشين ، صص 43 ، 55 ، 78 ، 79 ، 94 ، 99 ، 126 ، 130 و 155 . ( 9 ) . در يك گزارش هلندى مربوط به ماه اوت 1728 م . برابر با ماه صفر 1141 ق . آمده است : « شيخ راشد به يارى دو هزار عرب موسوم به چاركىها به پرتغالىها حمله كرده و با اين جماعت به خمير در دو سه مايلى بندر عباسى آمده است . » بنگريد به : اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ، پيشين ، ص 155 . ( 10 ) . سفرنامه حزين لاهيجى ، پيشين ، ص 68 . او در اينباره مىنويسد : « پس از چندى كه من به سواحل عمان رسيدم پسر يك برادر اشرف را كه قريب بيست سال عمر داشت و خداداد خان حاكم لار را كه از امراى بزرگ ايشان بود در مسقط ديدم . »